مجموعة مؤلفين

131

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

خوردم آبگوشت و ماست و پلو داشتيم ، صرف شد و من مشغول روزنامه نويسى گرديدم و آقا سيد رضا در پى مال مىگردد كه بلكه تا طهران كرايه نمائيم ، اگر پيدا شود با خداست ، بعد من خوابيدم دو ساعت به غروب مانده بيدار شدم ، وضو گرفته حرم مشرف شدم نماز كرده زيارت نمودم به قهوه خانه رفتم ، چاى خورده به منزل آمدم . ولى زخم پاى من خيلى صدمه مى زند كه نمى توانم بخوابم و نه بنشينم ، درد هم مىكند و جراحت هم خيلى مى آيد ، سر زمستان است خدا رحم كند اگر سيم بكشد سر سفر ، بارى باخداست ، حافظ كسى ديگر است . مغرب حرم مشرف شدم نماز كرده زيارت نمودم منزل آمدم قليان كشيدم و مشغول سياحه نويسى شدم و قرار شد فردا برويم ، مال تا كرمانشاهان گرفتيم تا طهران پيدا نشد . بعد ، شام قورمه سبزى و چلو داشتيم با درويش بى ايمان صرف شد و خوابيديم . روز پنج شنبه بيست و هفتم [ ربيع الاول ] : [ در ] كاظمين ، صبح برخاسته وضو گرفته حرم مشرف شدم نماز كرده زيارت نمودم منزل آمدم قدرى ليمو صرف شد . ديشب از شدت درد پايم و زخم پايم خوابم نبرد و خيلى درد مىكند . بعد ، ناهار آبگوشت و ماست و پلو خورديم . بعد من خوابيدم ، تا چهار ساعت به غروب مانده ، بيدار شدم چاى صرف شد . مكارى پيدا كرديم تا طهران به مالى هفت تومان پنج هزار [ دينار ] ، مرافعه كرايه كرديم كه فردا به بغداد برويم و پس فردا برويم ، بعد نماز ظهر و عصر را كردم ، نايب آمد [ 112 ] قدرى صحبت داشتيم تا مغرب او رفت . حرم مشرف شدم زيارت كرده نماز كردم ، دعاى شب جمعه را كردم . بعد ، منزل آمدم مشغول روزنامه نويسى گرديدم تا ساعت سه ، شام خورش آلو بخارا و چلو داشتيم ، صرف شد با درويشى بى ايمان ، بعد خوابيديم كه انشاء الله صبح برويم و اگر درد پايم بگذارد بخوابم ، اگر مثل ديشب باشد خيلى مشكل است بتوانم بخوابم . [ توصيه‌نامه دولت عثمانى ] روز جمعه بيست و هفتم [ ربيع الاول ] : [ منزل ] بغداد ، صبح برخاسته ، حرم مشرف شدم و زيارت كرده ، نماز كردم و همگى را دعا كردم ، با هزار افسوس به منزل آمدم و اسباب ها را بار نموده روانه بغداد شديم . در كاروانسراى بيرون دروازه بغداد ، ميرزا محمود خان فرستاده بود جا ، به جهت